تبليغاتX
صلح کل

 

صلح کل برای بار دوم فیلتر شد

با توجه به فیلتر شدن وبلاگ در بسیاری از نقاط .از این تاریخ به بعد مطالب صلح کل را در آدرس جدید دنبال فرمایید:

http://solhekol2.blogfa.com/

+ نوشته شده در  چهارم مرداد 1387ساعت   توسط صلح کل  | 

مقدمه

پاسداری از نظام فکری جامعه و احترام به باورهای  فرهنگی و حفظ فضای اعتقادی حاکم بر مردم تا زمانی که مانع تضارب آراء و در نتیجه مانع رشد و کمال جامعه نشود قابل تقدیر است.  اما آنگاه که این مواظبت و پاسداری ایجاد تعصب کور مینماید و به باورهای نادرست رایج قداست می بخشد و گوش ها را از شنیدن وعقلها را از فهمیدن  باز میدارد  و یا به هراس می اندازد و کلام و فکر را در ترازوی قیاس و توهم ، حرام و حلال میکند و خرد را از فرد و جامعه میگیرد، نه تنها قابل تقدیر نیست بلکه می توان گفت این  مشی مروجان رکود و جمود است و روش و ابزار سیاست در تحکیم قدرت می باشد. اگر به عملکرد این جریان  به دقت توجه نماییم اثر انگشت غول سیاست و تنگ نظری را در تمامی حوزه های فکری و فرهنگی خواهیم دید و آن وقت است که" نظریه پردازی" و " شکوفایی و نوآوری" فراموش می شود و تفکر و عقل آدمی دچار انحطاط می گردد.  

برای نمونه اگر از متفکر بزرگ همچون مولانا تجلیل میشود نه از جهت افکار والای دینی و یا وسعت بینش وی در اصول دین است بلکه برای بهره برداری و استفاده سیاسی در خارج از مرزها ست زیرا بوضوح مشاهده میشود آن کسانی که در امور دینی صاحب عنوان ومقام می باشند مولانا و رهروان او را تکفیرو انکار میکنند . البته به لحاظ سیاسی این مخالفتها بر یک  منطق و استدلال درست استوار است ،زیرالازمه پذیرش تفکر و مکتب مولانا نفی خرافات و سنتهای ایستا، دراعتقاداتیست که مردم سالها بنام دین پذیرفته اند.و حاصل آن تبیعیت بی چون و چرای آنهاست.

و اما اصل موضوع

کتاب "حسن بصری گنجینه دارعلم و عرفان"، تالیف دانشمند محترم آقای اکبر ثبوت عضو  هیئت علمی دایرة المعارف علوم اسلامی، چندی پیش منتشر گردید .

 این اثر علمی وتحقیقی ، موجی از مخالفت علیه تصوف، نویسنده و انتشارات حقیقت را بدنبال داشت. افراط درمخالفت علیه عرفا و بزرگان تصوف  به جهت تعصبات بی دلیل !! ویا دفاع مقلدانه از آراء بعضی از خواص و یا ترس  از ویرانی زندان باورهای اشتباه،  باعث گردید که در مقابل یک اثر ارزنده و محققانه شاهد برخوردها و موضع گیریهای غیر اصولی باشیم.

علت این حرکتها دقیقاً به این خاطر  است که حسن بصری  از بزرگان عرفان و تصوف است و تایید او به هر عنوان در تضاد با تبلیغات و القائاتی خواهد بود که سالها عده ای تلاش نموده اند تا  بزرگان عرفان و تصوف را مخالف تشیع و اسلام نشان دهند.

در 28 خردادماه سال جاری در سرای اهل قلم، جلسه ای با حضور آقایان دکتر نصرالله حکمت، دکتر شهرام پازوکی، استاد اکبر ثبوت و جمعی از علاقه مندان  برگزار شد. جدا از اینکه چه مطالبی بین سخنرانان و حضار رد و بدل گردید، باید گفت که همگی نسبت به اهمیت کتاب و زحمات نویسنده آن متفق القول بوده و به علت اهمیت موضوع، گزارش این جلسه در بسیاری از خبرگزاری های کشور منعکس گردید.

در روزهای بعد، مباحث انجام شده در آن جلسه، مورد تحلیل سیاسی قرار گرفت.  مخالفین تصوف  به دلیل  درک ناصحیح و از پیش تعریف شده خود از شخصیت حسن بصری، سخنان آقای دکتر حکمت و نظرات شخصی ایشان  در نقد این کتاب را حجت و  دستاویز خود قرار داده و به صورت غیر علمی آن سخنان را تفسیر به رأی کردند تا بدانجا که خود آقای دکتر حکمت در صحبت با آقای ثبوت نسبت به هیاهوی بپا شده اظهار تأسف نمودند.

در مورخ 8 تیر 1387 نیز در نشریه کتاب هفته، نامه تشکر آمیزی چاپ شد که قبل از بیان هرگونه مطلبی توجه شما را به آن جلب می کنیم.

استاد ارجمند و فرهیخته جناب آقای دکتر نصرالله حکمت

چگونه می توان شکر این نعمت را گزارد که هنوز هم در عرصه قلم و سخن، مسیحا نفسانی وجود دارند که جان افسرده را روح و روان می بخشند.

بت شکنانی که ابراهیم وار، در صحنه حاضر می شوند و اصنام ساخته شده بت پرستان و بت گران را فرو میرزند.

کار شما و سخن شما در جلسه ­ی نقد ((حسن بصری)) تألیف استاد ثبوت در سرای اهل قلم همانگونه بود که بایست.

وجودتان سبز و برقرار

سید محد محدث، سید علی رضا علوی طباطبائی، سید ملک محمد مرعشی، محمد بهشتی، علی مستوفیان، محمد رضا روستا، سید محمد حسین فقیه ایمانی، عبدالرضا بارفروش، محمد باقر نحوی، جعفر توانا، فرج اله عفیفی، سید عباس وعیدی، علیرضا سعادت، جواد انتظاری، علیرضا کشوری، مجید محمودی، دکتر آرمین شیروانی، شهاب الدین کاکوئی

امضاءکنندگان نامه تشکرآمیز- چه آنها که شخصیت حقیقی و حقوقی دارند و چه آنها که به اسامی مجهول می باشند- همه از یک گروه مشهور مخالفان تصوّف هستند که نه تحقیق علمی بلکه تخریب حساب شده را مقصود خود قرار داده اند.***

آنان کسانی هستند که دیگرانی را تحت حمایت مالی خود قرا داده و به نام ایشان کتاب منتشر می کنند. کسانیکه  چون دیو ، انگشتر سلیمان را می دزدندو خوان حیدری را با سوء استفاده از نام حسین(ع) به یغما می برند و در زیر ردای سیاه خویش خود را مخفی می کنند.

امیدواریم که از این جهل بیرون آمده و بدانند که:

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید               شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد

نه آقای دکتر حکمت، چنانکه خود فرمود، تشکر منافقانه آنها را نیاز دارد و نه به مقام علمی آقای استاد ثبوت- با توجه به انتقادهای تخریبی از شخصیت ایشان که پیشه هیاهوکنندگان است- خدشه ای وارد می شود. همه می دانند که هیاهوکنندگان که هستند و به دنبال چه می گردند.

عدم درک مباحث فکری، علمی وتخصصی و استنباط  نادرست از مولفه های درست ، نتیجه عقول ضعیف متحجرانی است  که در هر محیط و فضایی اظهار وجود می کنند و به یکباره بیانات  محققی را معادل وحی و وی را ابراهیم زمان می خوانند و دانشمند دیگری را به گمراهی متهم می نمایند.

کاش کسانی بودند که به نقد علمی و محتوایی کتاب دست می زدند.

کاش میدان اندیشه ، مباحثه و تحقیق ، با میدان رزم و جنگ اشتباه نمی گرفتیم و حضور ادب ، احترام و عقل و منطق  جای خود را به توهین و تهدید و یارگیری و لشکرکشی نمی داد.   

کاش با ایجاد یک  فضای فرهنگی سالم  و بدوراز تعصبات، در تدوین و نگارش کتابهای ارزشمند و ارتقاء سطح  آگاهی جامعه تلاش می نمودیم.

کاش اصول اسلام و تشیع را براساس تحقیق و عقل و علم و معرفت باور می نمودیم و در اصول تقلید نمی کردیم تا بخاطر انتشار یک کتاب برآشفته نشده و دین خود را بر باد رفته نمی دیدیم !!

کاش در نفی و اثبات شخصیتهای دینی و فرهنگی دچار افراط و تفریط نمی شدیم و قبول و رد افراد تابع تحمیل شرایط سیاسی قرار نمی گرفت.

و در پایان  کاش به شعور مخاطبان احترام  گذاشته و آزادی و حقوق انسانها را در قضاوت و انتخاب عقاید خود رعایت می نمودیم !!!



***برای آشنایی مختصر با فعالیتهای فرهنگی!!! گروه مزبور به جدول زیر توجه فرمائید:

عرفان ستیزان مشهور و آثار ایشان:

ردیف

نام نویسنده

نام کتاب

1

سید محد محدث

فرقه صوفیان

2

سید علی رضا علوی طباطبائی

خرقه اویسیه- شبهای قونیه

3

سید ملک محمد مرعشی

دریچه ای نامرئی...

4

علی مستوفیان

رهبران ضلالت- خاطرات انحطاط..

5

محمد رضا روستا

مشرق معنوی

6

سید محمد حسین فقیه ایمانی

خرقه مستوجب آتش- رویشگاه تصوف

7

عبدالرضا بارفروش

آسیب شناسی عرفان

8

جعفر توانا

سرچشمه های تصوف

9

سید عباس وعیدی

خرقه صوفیان

10

شهاب الدین کاکوئی

نگرشی دیگر بر تصوف

 

منبع: سایت مجذوبان نور

+ نوشته شده در  بیست و هفتم تیر 1387ساعت   توسط صلح کل  | 

 

بشنو که سروش وحی حق می گوید

آغوش گشائید که علی می آید

 

 

+ نوشته شده در  بیست و ششم تیر 1387ساعت   توسط صلح کل  | 

 

گر می نخوری طعنه مزن مستان را

 

بنیاد مکن تو حیله و دستان را

 

تو غره بدان مشو که می٬ می نخوری

 

صد لقمه خوری که می غلام است آنرا

 

خیام

+ نوشته شده در  بیست و چهارم تیر 1387ساعت   توسط صلح کل  | 

تخریب خانه یک درویش

 

خیلی وقتها وقتی در اخبار تلویزیون صحنه تخریب خانه های مردم فلسطین را توسط بولدوزرها و لودرهای صهیونیستها میدیدم منقلب میشدم و اشک در چشمان حلقه می بست.صحنه ای را تصور کنید که خانوا ده ای را بزور از خانه بیرون می کشند و آنگاه با بی رحمی تمام جلو چشم اعضای خانواده ٬مسکنشان را مقابل چشمان اشکبارشان تخریب می کنند.اما هیچگاه به ذهنم خطور هم نمی کرد که در ایران٬ مدعیان اسلام  و پرچمداران تشیع خانه یک مسلمان شیعه را درست مانند همان صهیونیسها با لودر و بولدوزر تخریب کنند.یاد حکایت مولا علی (ع) افتادم که هنگامی که در زمان حکومتش به اشتباه ماموران حکومتی خلخال از پای زن یهودی کشیدند حضرتش سه روز در خانه تب کرد و هنگامی که ابن عباس علت را جویا شد .حضرت فرمود: پسر ابوطالب باید بمیرد که در حکومتش با غیر مسلمانی چنین برخود شود و سریع در جبران آن کوشید.حالا در زمان حکومتی که داعیه عدالت علوی دارد با یک مسلمان شیعه چنین رفتار می شود.ماجرای تخریب خانه آقای رحمت اله جوادی از دراویش نعمت الهی گنابادی در شهرک چرمهین  را میگویم. هنوز هم باورم نمیشود اما گویا صهیونیستها در داخل مملکت ما هم نفوذ کرده اند.اما اینبار با ظاهری مسلمان گونه !! و در لباس تحجر و قشری گری ٬ براستی اگر دشمنان اسلام ملیونها دلار هزینه میکردند نمیتوانستند اینچنین چهره اسلام را در نزد جهانیان مخدوش کنند که اکنون جماعتی به ظاهر مسلمان به راحتی و با کمترین هزینه می کنند.

                               

بار خدایا مرا به نا امیدی از عدلت آزمایش مکن و دشمن را به ایمنی از کیفرت امتحان منمای!
+ نوشته شده در  دوازدهم تیر 1387ساعت   توسط صلح کل  | 
 

تخریب حسینیه شریعت در قم در بهمن ماه ۱۳۸۴ با تحریک مستقیم چهار تن از مراجع حکومتی شهر قم آقایان :مکارم شیرازی،نوری همدانی،فاضل لنکرانی و صافی گلپایگانی صورت گرفت.مقلدان این مراجع که در رسانه ها به نام مردم همیشه در صحنه قم از آنها یاد شد.چنین فاجعه ای را رقم زدند.استدلال مراجع نامبرده این بود که قم مدینه فاضله جهان تشیع است و نباید در آن اثری از عرفان و تصوف وجود داشته باشد.گر چه دراویش گنابادی متشرع ترین گروه دراویش شیعه هستند و آداب شریعت اسلام را کاملا رعایت می نمایند.اما گرایش و علاقه شدید قشرهای مختلف مردم به سمت عرفان و تصوف و گریز آنها از تزویر و قشری گری و خشکه مقدسی باعث شد که مراجع نامبرده از اینسو احساس خطر کنند.به هر صورت با تخریب حسینیه شریعت قم نه عرفان و تصوف تعطیل شد و نه قم به مدینه
فاضله تبدیل شد!بلکه مشکلات اخلاقی و فساد این شهر مذهبی که آن را قلب جهان تشیع می نامند هر روز بیشتر می شود.؟؟  

چندی یش در  "گاه نوشت"  اقای نوری زاد به مطلبی بر خوردم که در آن نویسنده نامه ای مفصل به آقای مکارم شیرازی نوشته و از افزایش روز به روز فساد در شهر قم گلایه است

محمد نوري زاد  نامه اي مفصل و طولاني به آيت‌الله مکارم شيرازي نوشته و در بخشي از آن ‏پرسيده است چرا شهر قم، به رغم حضور آن همه روحاني و مرجع تقليد و مدارس علميه، از همه جهت فاسدترين ‏شهر ايران است. که در نوع خود پرسش به جائي است:‏

شهر قم، ناب ترين شاهد اين آشوب است كه مي توان آن را به ساير بخش هاي كشور نيز تعميم داد. حضور اين ‏همه روحاني و مرجع و مراكز علمي و اسلامي در اين شهر مذهبي، و تاثيرپذيري مسئولين اين شهر از سفارش ها ‏و توصيه ها و بايد نبايد هاي علما و مراجع، اولين كاركرد و محصولش اين است كه شهر قم را به شهري نمونه و ‏بهره مند از عالي‌ترين وجوه ايماني بدل كند. چرا كه مخاطب روحانيان مگر نه اينكه مردمند؟ و مگر نه اينكه مردم ‏قم، چه شقي چه سعيد، اولين مخاطبان بلافصل شمايانند؟ ‏

پس چرا اين شهر كه شب و روز در معرض و متاثر از مراقبت هاي ايماني شمايان است، شمايي كه داعيه هدايت ‏جهانيان را داريد، شمايي كه براي مردمان آمريكا و آفريقا و اروپا و همه اقوام و ملل چيزي جز هدايت، آنهم جز ‏از ناحيه خودتان متصور نيستيد، چراهمين قم، به روزي در آمده است كه در آمارهاي نيروي انتظامي خودمان، ‏اول شهر آسيب ديده از معضلات و مفاسد اجتماعي است؟ ‏

مدينه فاضله علماي ما كجاست؟ چرا بايد مثلا شهر اردستان و تهران و كرج و شيراز، پاك تر و سالم تر و متعادل ‏تر از قم باشند؟ مسئوليت اين نقيصه آشكار درشهر قم با كيست؟ مردم؟ دستگاه هاي دولتي ؟ دستگاه هاي ‏خصوصي؟ و يا نه، دخالت هاي خارج از تعادل علما درحوزه هاي اجتماعي شهر، باعث بروز آنچنان خفقان و ‏تنگنا و نفس بريدگي مردمان شده است كه بدنه جمعيتي شهر، بي خيال از خط و نشان اين و آن، سر به كارخود ‏برده اند؟ صميمانه بگويم كه اگر بخواهند در حوزه آسيب شناسي شهر قم، مقصرين رديف اول آن را شماره كنند، ‏حتما و حتما روحانيان شهر قم، از آن جمله اند. ‏

+ نوشته شده در  سی ام خرداد 1387ساعت   توسط صلح کل  | 

 

 

*ای آنکه اخبار شکوه کنندگان بر تو مخفی نیست.

*ای آنکه  سرگذشت ستمدیدگان نزد تو نیازی به شهادت شاهدان ندارد.

*ای آنکه دوران رسیدن یاری تو به ستمدیدگان نزدیک است.

*ای آنکه مدد کاریت از ستمگران دور است.

*بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست و ستم کننده بر من و دشمنم را با قوت خود از ستم بر من بازدار!

*بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست و ستمکار را رخصت ستم بر من مده و مرا در برابرش نیکو یاری کن!

*بار الها به احدی غیر تو شکایت نکنم و و از هیچ حاکمی جز تو یاری نمی جویم

*بار خدایا مرا به نا امیدی از عدل خود آزمایش مکن و دشمن را به ایمنی از کیفرت امتحان منمای .!

*بار خدایا اگر خیر مرا در آن بدانی که گرفتن حقم به تاخیر افتد و انتقام از کسی که بر من ظلم روا داشته تا روز روشن شدن حق از باطل و جایگاه فراهم آوردن مدعیان متروک ماند پس بر محمد و آلش درود فرست.

آمین یا رب العالمین!

بر گرفته از کتاب مستطاب صحیفه سجادیه (زبور آل محمد(ص)) اثر جاودان مولا حضرت علی بن الحسین زین العابدین (ع){دعای شماره ۱۲}

 

+ نوشته شده در  بیست و دوم خرداد 1387ساعت   توسط صلح کل  | 

 

مؤمن خدا خواه و خداجو ست، نیت خالص، و دل خاشع، و تن خاضع دارد. پایش از راه بیرون نرود، و بر راه نلغزد. دوستي‌اش بي‌آلایش و كردارش بي‌غش باشد. به خود پرداخته، به دیگران نپردازد، و از خود برخود ترسان و دیگران از او در امان باشند. نگاهش به معرفت، بهره‌اش عبرت، خاموشی او حكمت، گفتارش حقیقت است. دانایی را با بردباری، و خرد با پایداری، و گذشت با توانایی، و شجاعت با نرمی ‌و مهربانی دارد. و هنگام نیكی كردن شادان، و از بدی پشیمان، و بر خود ترسان باشد. پایان كار را بسنجد و در سختي‌ها پافشاری كند، و در هر حال و هر كار یاری از صبر و صلوة جوید، و آماده و مهیای مرگ باشد، و ساز و برگ آن را فراهم سازد.

سرمایه عمر را بیهوده نگذراند و درنیكی صرف نماید و سفارش به نیكی نماید. حیایش بر شهوت چیره باشد، و گذشتش بر خشم، و دوستی بر كینه، و قناعت بر آز، جامه مانند مردم پوشد، در میان آنها زندگانی كند، و دل به آنها نبندد و در كار بندگی شتاب كند، و كار امروز به فردا نیاندازد، و در دنیا میانه روی كند، و از معصیت خود را نگاه دارد، زیانش به كسی نرسد، به بدكننده بر خود نیكی كند، و با آن كس كه از او بگسلد بپیوندد و محروم كننده را ببخشد، سؤال از كسی نكند، و درخواست دیگران را رد نكند، روی نیاز جز به بی نیاز نبرد، و نیاز نیازمندان را برآورد، انصاف نخواهد و انصاف دهد، خود را از لغزش نگاه دارد و همیشه مقصر شمارد، و از لغزش دیگران درگذرد، دشمن ستمگری و یار ستم كشیدگان باشد.

از سردی مردم دلگیر نگردد، تجسس عیوب نكند، و عذر پذیرد و عیب پوشد، از چاپلوسی مردم شاد نگردد، از بدگویی اندوه به خود راه ندهد. با مؤمنین یكدل باشد و در شادی آنها شاد و به گرفتاری آنها اندوهناك گردد، اگر تواند به همراهی چاره اندیشد و دل آنها را خوش سازد و اگر نتواند از خدا درخواست چاره نماید. برای آنها خواهد آنچه برای خود خواهد و بر آنها پسندد آنچه بر خود پسندد، از مومن قهر نكند و پند در پنهان دهد، و نیكی آنها در آشكار و پنهان خواهد.

به روی آوردن دنیا خوشنود نگردد و از رفتن آن اندوهگین نشود. همّت بلند دارد، به عادات بد خو نكند. لغزش را تكرار نكند، تا نپرسند نگوید و چون گوید كم و سنجیده گوید، كردارش گواه گفتارش باشد، از تدبیر زندگانی فروگذار نكند، از فریب و دورویی و دروغ بر كنار باشد، و خود را بزرگ نشمارد و دیگران را پست نبیند، كسی را سرزنش نكند و با مردم نستیزد، و با زنان كم نشیند ولی به آنها مهربان باشد و دلشان خوش دارد، دل همسایه را بدست آرد، صدا را بلند نكند، سخن چینی نزد كسان ننماید در اصلاح كوشد، در حكم از درستی نگذرد، ستم روا ندارد، در خنده پرده حیا ندرد، دركارها شتاب نكند نام مردم به بدی نبرد، حفظ الغیب همه نماید، ‌دشنام ندهد، دوست دانا گزیند و از یار بد بپرهیزد، یاور ستم زدگان و یار آوارگان و ناتوانان باشد، با درویشان نشیند و خوشنودی مردم را بر خوشنودی خدا نگزیند، و به مال و جان و اندام در همراهی كوتاهی نكند، او را كه خواندند بپذیرد، بر دوستان به دیدار سلام كند، در كار مشورت نماید، در مشورت خیانت نكند، رشوت نگیرد، گرچه حق‌الزحمه و حق‌الجعاله كه ناروا نیست ستاند و اگرچه دقت در این مضامین با سنجیدن خود و كردارمان ناامیدی آورد ولی كرم خدا بی پایان و فضلش فراوان ست، نباید دست از طلب داشت و آنچه به تمام نتوان دریافت همه‌اش را نتوان گذاشت:

گرچه وصالش نه بكوشش دهند

 

در طلبش آنچه توانی بكوش

باید كوشید و این صفات را میزان ساخته كردار را بر آن سنجید و خود را گناهكار و تبه روزگار دیده با نیاز از درگاه بی نیاز پوزش خواست:

بنده همان به كه ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدا آورد

ورنه سزاوار خداوندیش كس نتواند كه بجا آورد

امید كه به همه دوستان حال بندگی و نیازمندی بخشد و آنچه پسند مولی است موفق دارد.

بر گرفته از کتاب شریف پند صالح

+ نوشته شده در  شانزدهم خرداد 1387ساعت   توسط صلح کل  | 
 

زهی خیال باطل و اندیشه ابلیسی که بتوان صلح را و مهمتر عرفان را که روح دین مقدس اسلام است فیلتر نمود .

عرفان و تصوف همیشه و در هر زمان خود به عنوان بزرگترین فیلتر عمل می کند . فیلتری که که انسان را از آلودگی های باطنی پاک می کند و ضمیری منیر چون جام جهان نما به این اشرف مخلوقات هدیه می کند.پس چگون میتوان چنین فیلتر قدرتمندی را با این فیلترهای پوشالی فیلتر نمود.

افسوس که نمی فهمند که نور را نمیتوان با ظلمت جزم اندیشی و قشری گری به بند کشید.چه باطل اندیش و کج خیالند؟؟!!

بعد از اینکه صلح کل را هم زیر تیغ فیلتر بردند. به مدیر بلاگفا ایمیل زدم اما چه سود که آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.لذا تصمیم گرفتم با صلح کلی دیگر خدمت دوستان و عزیزان علاقه مند به عرفان و تصوف باشم.از این به بعد در این آدرس مینویسم:

http://solhekol1.blogfa.com

منتظر نظرات سازنده عزیزان هستم

+ نوشته شده در  هفتم خرداد 1387ساعت   توسط صلح کل  | 

قسمتی از مصاحبه حاج دکتر نور علی تابنده(مجذوبعلیشاه) با رادیو زمانه

س/.با توجه به این‌که ما می‌دانیم در کرج هم شما تهدیدهایی داشته‌اید، فکر می‌کنید آیا این تخریب‌ها باز هم ادامه پیدا می‌کند؟

ج/.ممکن است، ولی انشاالله خدا نمی‌گذارد. البته خدا به دست مؤمنین می‌کند. خداوند در آیه‌ای خطاب به پیغمبر می‌گوید: خداوند با نصرتی که خود داد تو و با مؤمنین را کمک کرد. خداوند کاری می‌کند، توسط مؤمنین می‌کند. خداوند انشاالله نمی‌گذارد.

ما هم می‌توانیم کاری بکنیم؟ بله. اگر جلوی مثلاً جاده‌ای ببینید یک مار می‌رود، نمی‌توانید بگوید این مشیت است و مار آمده ما را بزند. مار را باید جلویش را گرفت. همه رقم امکانش هست که کاری بکند و می‌کند. ولی آن امکان را باید از او گرفت

+ نوشته شده در  ششم خرداد 1387ساعت   توسط صلح کل  |